لسان الملك سپهر

1792

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

أكبر . و به روايتى مىفرمود : اللهمّ تقبّل من محمّد و آل محمّد و من أمّة محمّد . و به روايتى مىفرمود : بسم اللّه و اللّه أكبر اللهمّ هذا منّى و عمّن لم يضح من أمّتي . و مىفرمود : هر كه پيش از نماز عيد ذبح كرده بايد اعاده كند كه آن به قربانى حساب نشود بلكه گوشتى براى اهل خود به دست كرد و امر مىفرمود كه براى قربانى فربه‌تر و سليم‌تر از عيوب به دست كرده شود و از گوش شكافته ، و بريده و سوراخ كرده و از شاخ شكسته ، و از يك چشم و بين المرض و بين الهزال منع مىفرمود ؛ و از ميش يك‌ساله را روا مىفرمود و جز ميش را دوساله روا مىداشت و شتر و گاو ، از هفت كس مجزى است و روز عيد و سه روز تشريق قربانى جايز است و در بازشدن از مصلّى بر غير طريق رفتن مراجعت مىكرد . نماز استسقا و ديگر رسول خداى نماز استسقا گذاشته چنان كه مرقوم شد و گاه در مسجد مدينه در غير روز جمعه بر منبر خطبه خوانده و اجابت شده و در هيچ دعا مانند دعاى استسقا رفع يد نفرموده و در اين دعا پشت دست به جانب آسمان مىكرده و چون باران آمدى فرمودى : اللهمّ صبّا نافعا . در روز جمعه در اثناى خطبه مردى برخاست . فقال : يا رسول اللّه هلك الشّاة ، هلك الزّرع ، أدع اللّه لنا أن يسقينا . و آسمان چون زجاج بود پس ابر برخاست و بباريد تا سه روز ، روز سيم همان مرد عرض كرد : تهدّمت البيوت أدع اللّه أن يحبسه عنّا فتبسّم رسول اللّه ثمّ رفع يديه و قال : اللهمّ حوالينا و لا علينا . پس ابر چون اكليلى شد و به اطراف مدينه باريد و مدينه محفوظ ماند . دعاى استسقا عايشه گويد : چنين دعاى استسقا فرمودى : استسقى حين بدا قرن الشّمس فقعد على المنبر و حمد اللّه و كبّره ثمّ قال انّكم شكوتم جدب دياركم و قد أمركم اللّه أن تدعوه و وعدكم أن يستجيب لكم فادعوه ثمّ رفع صوته فقال : اللهمّ انّك الغنىّ ، و